ناصر خسرو

119

گشايش و رهايش ( فارسى )

جانوران ، و از خوردنىها چون جوز و خايهء مرغ و جز آن چيزهاست كه شمردنى است و سخنى نيست . ديگر ترازو آن است كه به دو در زر و سيم و جواهر و خوردنىها از نان و گوشت و جز آن كه شمردنى نيست بسنجند . و سديگر ترازوى پيمانه‌اى است كه در او گندم و جو و جز آن بپيمايند . و چهارم ترازوى مايعات است كه به دو روغن و آب و شير و چيزهاى گداخته پيمايند . و پنجم ترازوى ارش است كه به دو ديبا و كرباس پيمايند و هر چه در اين عالم چيزى است به اين پنج ترازو سخته و پيموده شود ، و تفاوت كه در چيزهاست بدين ترازوها برخيزد ، و خلق به حكم اين ترازوها كار كنند و به ميانجى ايشان هر كس به حق خويش رسند [ اينجا نيز حشوات و خيالات و قياسات ناصحيح بسيار بود ، بگذاشتيم كه بدان كارى نداشتيم ، آنچه به علم نزديك‌تر بود نوشته آمد ] . اكنون ترازوى روحانى نيز پنج بايد كه باشد ، و آن ترازوهاى كثايف بود . پس اين ترازوى لطايف بايد تا فرق بود ميان جسمانى و روحانى . پس چيزهاى لطيف را سختن از نيك و بد و راست و دروغ و حلال و حرام و [ 122 ] شنودن و شنوانيدن و خطا و صواب و گفتار و كردار و طاعت و عصيان و شرم و شوخى ، كه همه لطيفند ترازوى آن نيز لطيف است . و چون ترازوهاى كثيف به يك ديگر نمانند اين ترازوها نيز به يك ديگر نمانند به همان صفت . نكته‌يى گفته است اگر بنگويم پندارند كه من در اين كلمات به غرض نقصى آوردم . سخن او بر اين شش صدا نيست « 1 » كه نادانان از دشمنى خاندان رسول عليه الصلاة ، كه علم حقيقت به دست ايشان است ، مىگويند : ترازويى است از آسمان آويخته مر سختن نيكى و بدى را ، يك كفهء آن ترازو به مشرق

--> ( 1 ) . در اصل چنين است و ظاهرا بايد « برين نسق چندانى است » بوده باشد .